ابراهيم عاملي ( موثق )

8

تفسير عاملي ( فارسي )

آن مؤمنين را كه زير آن درخت [ سمر تناور خاردار در حديبيه به اندازه ى هزار و پانصد نفر ] با تو بيعت كردند پس او بدانست آنچه در دل داشتند و آرامش بر ايشان فرود آورد [ تا بفرموده ى تو و صلح با كافران تسليم شدند ] و به زودى گشايش و فتحى بمزدشان مىرسد 19 و غنيمتهاى بسيار مىگيرند كه خدا برتر است و درستكار 20 خداوند نويد سود جنگى فراوان بشما داد و اين يك را زود رساند و دست عربها را از شما جلو گرفت تا نشانه اى [ هميشگى بر ارزش فكر و كارتان ] براى مؤمنين باشد و هم شما را به راه راست هدايت كند [ كه ايمان استوارتر كنيد و توكّل سختتر ] 21 و غنيمتهاى ديگر بسرنوشت داريد كه اكنون توان رسيدن به آن نداريد و البتّه خداوند فراگير و نگهبان آن است چه او بر همه چيز توانا است . 22 و اگر آنها كه كافر بودند با شما [ در سرزمين حديبيه ] جنگ مىكردند مى - گريختند و ز ان پس نه دوستى مىيافتند و نه ياورى كه يارى پيغمبران و شكست دشمنانشان باشد 23 روش و سرنوشت گذشته ى خداوندى است و هرگز آن را جانشين نيابى 24 خدا بود كه در دل سرزمين مكّه از پس آنكه بر عربها چيرتان كرد دستشان را از شما جلو گرفت و هم دست شما را از آنها كه او است بيناى به آنچه انجام كنيد 25 همان عربها هستند كه كافر شدند و جلوگير شما از رفتن به مسجد الحرام و هم از بردن قربانى مكّه بقربانگاهش چه اگر مردان و زنان مسلمان ناشناس شما به مكه نبود كه در جنگ پايمالشان كنيد و شما را ندانسته رنج و گناهى باشد [ البته كومك مىكرديم كه عربها را بشكنيد و به مسجد الحرام رويد ] ولى آن را كه مصلحت باشد خدا برحمت خود در آورد . و اگر مرد و زن مسلمان مكّه جدا بودند كافران آنجا را عذابى دردناك مىكرديم 26 چه آنها تعصّب و گردنفرازى روزگار جاهليّت بدل گرفته بودند [ كه از نوشتن بسم اللَّه در پيماننامه ى حديبيه خوددارى كردند و از راه دادن مسلمانان به مسجد الحرام ننگ داشتند ] پس خداوند آرامش خود بر پيغمبر و مؤمنين فرو فرستاد [ تا تعصّب كافران نديده گرفتند ] و ايشان را از كلمه ى تقوى و سخن پرهيزگارى جدا نداشت كه آنها